عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

618

زبدة التواريخ ( فارسى )

ذِكْرَكَ * « 1 » » موقع گردانيد ] و در نفع دوستان و دفع دشمنان قدرت و نصرت با راى و رايت او هم‌عنان كرد و در اعانت ابرار و اهانت اشرار صلاح و نجاح را با راى و رويّت او هم‌ركاب ساخت ، بر عامهء خلايق و كافّهء برايا واجب و لازم است كه احرام خدمت او بسته پاى در حريم اخلاص نهند و دست در فتراك طاعت زده به حبل متين دولت او تمسك جويند ، بتخصيص كسانى كه به سوابق مرضى مستظهر بوده و آباء و اجداد او در بندگى آن دولت وظيفهء طاعتدارى و ثبات‌قدم ورزيده‌اند و امداد لواحق خدمت را به افراد سابق طاعت متواصل داشته و محلّى معمور و منزلتى مرموق و درجه‌ئى بلند و منصبى بزرگ يافته و حالا خلف صدق ، اعنى جناب برادرى به واسطهء عنايت و تربيت ما در مسند امارت و سرورى متمكن توقع و چشم داشت از طيب اعراق و كرم اخلاق [ آن ] است كه چون بر مضمون اين مفاوضه واقف گردد ، بى [ توقف و ] تردّد و تفّكر ( 1 ) بدين جانب ( 2 ) حركت فرمايد و در قطع مراحل و طى منازل مسارعت نمايد . چند كرت مكتوب نبشته آمده است و در استدعا و استنهاض « 2 » مبالغه نموده اثر اجابت پيدا نشد ، مانع آن نهضت مبارك معلوم نيست ، خرد و بزرگ ، خاص و عام را مقرّر و مصوّر است كه امداد كرم و اعداد نعم در حق او زيادت از آن است كه در حق امثال و اقران او ، اگر شرايط اخلاص و طاعتدارى در اقامت وظايف خدمتكارى به جاى آرد ، دواعى همت ملكانه و مساعى مكرمت شاهانه بر قضيت ( 3 ) « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها * * » « 3 » در تقريب و ترحيب و اكرام و انعام و آثار ثمره اخلاص و فرّ سعادت اختصاص ظاهر گردانيد و اگر عياذا باللّه از ربقه طاعتدارى ( 4 ) و مقتضاى فرمان سر بتابد و خذلان و عصيان روزگار او را دريابد و سوابق حقوق را به كفران و عقوق مقابله روا دارد و بخت بد وساوس

--> ( 1 ) . ت : « و تفكر » ندارد . ( 2 ) . ت : طرف . ( 3 ) . ت : « بر قضيت » در حاشيه آمده . ( 4 ) . ت : طاعت . ( * ) آيه 4 سوره 94 . ( * * ) قسمتى از آيه 160 سوره 6 . ( 1 ) و آوازه‌ات را بلند كرديم . ( 2 ) استنهاض : باب استفعال از نهضت ، طلب برخاستن و اقدام كردن ( المنجد ) . ( 3 ) هركس نيكىئى بيارد ، ده برابر آن دارد .